احسان اتفاقی، کارشناس صنعت دامپروری: اگر به دنبال مدلهای اقتصادی تابآور در ایران هستیم، صنعت دام سبک یکی از کلیدیترین و مغفولماندهترین بخشها در این حوزه است. این صنعت صرفاً یک بخش تولیدی نیست؛ بلکه یک «زنجیره اقتصادی» است که پتانسیل تبدیل شدن به یکی از ارکان اصلی خودکفایی کشور را دارد. ظرفیتهای این حوزه را باید در ۴ محور استراتژیک بررسی کرد:
۱. کاهش وابستگی به نهادههای وارداتی
بزرگترین چالش صنعت دامپروری در ایران، وابستگی شدید به نهادههای دامی وارداتی ذرت، سویا و جو است. دام سبک، یک مزیت رقابتی بینظیر دارد: «انعطافپذیری در تغذیه». این حیوان میتواند با تکیه بر مراتع و منابع داخلی علوفه، بخش بزرگی از نیازهای پروتئینی جامعه را بدون نیاز به خروج ارز تأمین کند. این یعنی تولید پروتئین با قیمت تمامشدهای که برخلاف دام سنگین، کمتر تحت تأثیر نوسانات قیمت دلار قرار میگیرد. این یکی از حیاتیترین فرصتهای کشور برای حفظ امنیت غذایی در شرایط تحریم و نوسانات جهانی است.
۲. اقتصاد چرخشی و تبدیل «زائدات کشاورزی و پسماندهای صنایع غذایی» به «ثروت»
سالانه میلیونها تن زائدات و پسماندهای کشاورزی و غذایی در کشور ما یا سوزانده میشود یا بدون استفاده از بین میرود. دام سبک، میتواند این پسماندها را به باارزشترین کالای خوراکی (پروتئین حیوانی) تبدیل کند. فرصت نهفته در این بخش، کاهش هزینه تولید از طریق «مدیریت تغذیه» است. با بهکارگیری دانش فرآوری این زائدات و پسماندها، میتوان حاشیه سود تولیدکننده را افزایش داد و همزمان یک مسئله و مشکل زیستمحیطی را به یک فرصت اقتصادی تبدیل کرد.
انواع پسماندها و زائدات کشاورزی از قبیل ساقه و برگ باغات موز، برگ و میوه خرما، نیشکر، انواع کاه، تفاله گوجهفرنگی، تفاله زیتون، تفاله انواع میوههای آبگیری شده تنها بخش محدودی از این ظرفیت طبیعی در کشور است که میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
۳. محصولات جانبی و ایجاد ارزش افزوده
لبنیات، پشم و پوست بخشی از تولیدات جانبی دام سبک هستند که در صورت مدیریت درست در زنجیره تولید- فرآوری-مصرف میتوانند ارزش افزوده بالایی به وجود بیاورند.خروج از حالت تکمحصولی (گوشت) و توجه نسبت به فرآوردههای جانبی میتواند ضمن تقویت جایگاه فعالان این صنعت در تقویت بازارهای موازی از قبیل صنایع دستی، فرشبافی، محصولات غذایی و حتی صادرات و ارزآوری نیز موثر باشد.
۴. پایدارسازی مشاغل جوامع روستایی و عشایری
دام سبک تنها شغلی است که میتواند با کمترین سرمایه ثابت (در مقایسه با دام سنگین یا صنایع دیگر)، بیشترین نرخ اشتغالزایی را در روستاها ایجاد کند. این یعنی جلوگیری از مهاجرتهای بیرویه به حاشیه شهرها. تقویت این بخش، یعنی تزریق نقدینگی مستقیم به مناطق محروم و فعالسازی نیروی کار روستایی در محل زندگی آنها. وقتی دامداری از حالت سنتی به یک کسبوکار سودآور تبدیل شود، جوانان روستایی به جای مهاجرت، به کارآفرینان این صنعت تبدیل خواهند شد.
سخن پایانی
فرصتهای ما در دام سبک، محدود به تولید گوشت نیست؛ ما در حال گذار از «دامداری معیشتی» به «دامپروری اقتصادی» هستیم. با ترکیب دانش فنی، مدیریت هوشمند خوراک و بهینهسازی زنجیره فروش، دام سبک میتواند به یکی از پر سودترین و پایدارترین بخشهای اقتصاد غیرنفتی تبدیل شود.
زمان آن رسیده است که نگاهمان به این صنعت را از یک سنت قدیمی به یک «فرصت سرمایهگذاری استراتژیک» تغییر دهیم.
منبع:خبرگزاری مهر












































